تبليغاتX
دوستانمان را آزاد کنید
پنجشنبه هفتم شهریور 1387

دیدار خانواده منصور امینیان با قاضی پرونده دانشجویان دربند هویت طلب

خانواده منصور امینیان دانشجوی دربند دانشگاه تبریز، شش ام شهریورماه با قاضی پرونده فرزندشان دیدار داشته اند.

خانواده منصور در اعتراض به عدم اجازه فرزندشان برای ملاقات حضوری، به محل دادسرای تبریز مراجعه کرده بودند.

قاضی پرونده با این گفته که "امینیان اصلا با ما همکاری نمی کند و هیچ حرفی نمی زند" و در جواب به اعراض خانواده وی "از مشکل شدن وضعیت" فرزندشان خبر داده است.

در ادامه قاضی از دستگیری چند تن دیگر از دانشگاه تبریز سخن گفته و عنوان کرده است "تا چند نفر دیگر از دانشگاه نگیریم حتی سه دانشجوی اول دربند دانشگاه - که بیش از 40 روز از بازداشتشان گذشته- را هم آزاد نمی کنیم"

قاضی پرونده در پایان، پیگیری وضعیت منصور امینیان را به صلاح وی ندانسته است.

با سخنان قاضی پرونده و برخی خبر های غیر رسمی، شکنجه 7 محبوس تبریز موجبات نگرانی های زیادی در بین خانواده آنان و دوستانشان شده است.  

دوشنبه چهارم شهریور 1387

صدای زنگ موبایل و مهرورزی دوستان...

                                                                احد رحیمی           

صدای زنگ موبایل رشته افکارم را پاره می کند، افکاری که این روزها متوجه سجاد، آیدین و فراز می باشد که بیش از چهل روز از بازداشت آنها می گذرد و در طی این مدت اخبار موثقی از وضعیت سلامت آنان در دست نیست، نگرانی هایم وقتی افزون تر می شود که خبر دار می شوم حمید والایی با تن و بدنی رنجور از شکنجه ضیافت بازداشتگاه اطلاعات را به سرانجام رسانده است و فکر امیر مردانی که به تازگی بازداشت شده است و علت بازداشتش کماکان در هاله ای از ابهام قرار دارد......

    بالاخره به صفحه موبایل خیره می شوم شماره آشناست برای پاسخ گویی تردید دارم، نه این ترس است که بر وجودم مستولی شده است، ترس از شنیدن خبری مبنی بر بازداشت و دستگیری فردی دیگر اما شاید این بار سنت شکنی شود و برخلاف روال چند وقت اخیر آشنای من حامل اخبار امیدوار کننده ای باشد،اخباری از آزادی و رهایی....

    تلفن را جواب می دهم

    الو.......

    منصور و مقصود را نیز گرفتند................

    تلفن را خاموش می کنم

    ناراحت می شوم  و می دانم همه کسانی که خبر را دریافت می کنند ناراحت می شوند، البته باید اقرار کنم چندان هم غافلگیر نمی شوم چرا که چند روز قبل خبر هجوم نیروهای امنیتی را به خانه آنها را شنیده بودم ولی آن موقع با یک خوش خیالی خام امکان دستگیری اشان را منتفی می دانستم. در هر حال برای ادامه افکارم بهانه جدیدی می یابم و این بار اسامی منصور و مقصود را نیز به لیست نگرانی هایم ضمیمه می کنم.

    فکر این که موج گسترده دستگیری ها باعث شود بازداشت های اخیر در سایه قرار گیرد و روند وقایع را برای افرادی که پیگیر اخبار هستند کم اهمیت جلوه دهد آزارم می دهد. مثل اتفاقی که اکثرا برای کسانی که خارج از گود پیگیر جریانات می باشند روی می دهد به گونه ای که اگر آنها روزهای اول را پرانرژی و فعال ظاهر می شوند در عوض روز های آخر را منفعل و سرد سپری می کنند. شاید خیلی از این افراد این روزها با شنیدن خبری مبنی بر دستگیری یک دانشجوی دیگر سری تکان داده و اگر خیلی لطف داشته باشند ابراز تاسفی هم بکنند اما قطعا قضیه برای اکثریت دانشجویان دانشگاه تبریز از قرار دیگری است، هر اسمی که به لیست اسامی بازداشتی ها افزوده می شود و هر آمار و ارقامی که ارایه می شود حداقل برای ما اسامی و اعدادی تهی و بدون مفهوم نیستند این ها همه نشانه هایی از انسانهایی هستند که در دنیای واقعی ما حاضر بودند،کسانی از میان ما که شاید با آنها در ارتباط روزمره بوده ایم،کسانی که در قبال آنها احساس مسئولیت می کنیم  و وسوسه می شویم تا کاری برای آنها انجام دهیم به خاطر تمامی خاطرات خوب و بدمان و صدالبته به خاطر لحظه به لحظه های رفاقت امان..............

    و چه کاری بهتر از یک نوشته ،یک نوشته تقدیم به منصور و مقصود،تا باشد که قرعه بعدی به نام چه کسی صادر شود؟

    اولین مشکل آن جایی خودنمایی می کند که من نمی خواهم به سیاق معمول این گونه نوشته ها به توصیف خصایص اخلاقی بارز دوستانم بپردازم که اگر این چنین باشد سخن برای گفتن فراوان است و وقت اندک و نمی خواهم از موضع یک همراه و همفکر بازداشت آنها را بهانه ای برای  بسط و گسترش افکار و اندیشه هایمان قرار دهم که اگر این کار را هم بکنم خیلی هم به بیراهه نرفته ام چرا که آنها به خاطر افکارشان در زندان به سر می برند.

    پس بیایید برای یک بار هم که شده از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنیم این که تمام فعالان سیاسی هر فکر و اندیشه ای داشته باشند از یک زندگی عادی برخوردار هستند،در این زندگی آنها باید در نقش پدر،مادر،فرزند،همسایه،همکار،فامیل و یا دوست در کنار ما قرار بگیرند،در این زندگی آنها همان مشکلات و دغدغه هایی را در پیش روی خود می بینند که برای هر کسی می تواند پیش آید،در این زندگی آنها خانواده ها و دوستانی دارند که به فکرشان می باشند و دوستشان دارند،حتی آنها در زندگی دچار همان اشتباهات و خطاهایی می شوند که هر انسانی بنا به طبیعت خود از آن راه فراری ندارد،اینها تنها گوشه ای از زندگی روزمره و عادی  هر فعال سیاسی است که نشان می دهد آنها چندان هم بیگانه نیستند و زندگی با تمام فراز و نشیبهایش برای آنها هم ادامه دارد.

    این داستان زندگی منصور و مقصود است که با کمی دخل و تصرف می توان آن را برای زندگی هر انسانی تعمیم داد،داستانی که از خیلی جهات ساده و کسل کننده می نماید و هیچ شباهتی به داستان مردان بزرگ ندارد اما حتم داشته باشید که این داستان واقعی است که به دور از قهرمان پردازی های رایج و یا مظلوم نمایی های معمول فقط در پی ارایه تصویری واقعی از آنان می باشد.

    در نهایت شاید بعد از این همه توضیح بچه های بازداشتی دانشگاه تبریز برای بعضی ها کماکان در حکم عده ای پان ترک و تجزیه طلب باشند و لایق زندان ،برای بعضی هم که ژست های حقوق بشری و انسان دوستی دارند بالاجبار قابل ترحم و حمایت و برای فعالین حرکت ملی آذربایجان به عنوان مبارزان سربلند راه آزادی لایق احترام و ستایش اما برای من قبل از هر چیز آنها همان منصور،مقصود،آیدین،فراز،امیر و سجاد هستند به همان سادگی و بی پیرایگی صحبت ها و آشنایی هایمان،همان انسانهایی که اگر هر فکر و عقیده دیگری نیز داشتند برای من عزیز بودند چرا که آنها را فقط به خاطر خودشان دوست دارم و  منتظر......

    صدای زنگ تلفن می آید........................

یکشنبه سوم شهریور 1387

نگاهی به جزئیات دستگیری های موج دوم دانشجویان هویت طلب تبریز

به دنبال موج اول دستگیری های تبریز در اواخر تیر ماه که به دستگیری سجاد رادمهر، آیدین خاجه ای و فراز زهتاب دانشجویان هویت طلب تبریز به همراه مهندس داریوش حاتمی انجامید؛ موج دوم دستگیری ها با یک ماه فاصله در هفته آخر مرداد ماه موجب دستگیری امیر مردانی، منصور امینیان و مقصود عهدی گشت. در حاشیه امواج دستگیری های دولت مهرورز، چندین فعال دانشجویی از جانب نهاد های امنیتی تهدید به دستگیری شدند، خانواده دانشجویان در بند به واسطه دستگیری 17 روزه دکتر شاهرخ حاتمی برادر داریوش حاتمی، احضار پی در پی الهه رادمهر خواهر سجاد رادمهر به کمیته انضباطی دانشگاه ارومیه، تهدید خانواده ها برای افزودن فشار ها در صورت پیگیری وضعیت فرزندشان و ... تحت فشار مضاعف قرار گرفتند و انجمن اسلامی دانشگاه تبریز تنها نهاد منتقد دولت در دانشگاه به محاق توقیف رفت.

اکنون به جزئیات دستگیری های موج دوم دانشگاه تبریز می پردازیم...


ادامه‌‌یمطلب
یکشنبه سوم شهریور 1387

مادر سجاد رادمهر به دلیل پیگیری وضعیت فرزند خود تهدید شد

نهاد های امنیتی در پی حضور مادر سجاد رادمهر در دانشگاه تبریز و پیگیری وضعیت او، وی را با تلفن تهدید به افزودن فشار ها کردند.

مادر سجاد رادمهر شنبه دوم مرداد ماه در حالی در دانشگاه تبریز حضور یافته بود که هیچ مسئولی حاضر به پاسخ گویی به وی نبوده است. بنا به اخبار رسیده آقای عادلی رئیس حراست دانشگاه به رغم حضور مادر دانشجوی دربند هویت طلب در اتاق وی، اتاق را ترک کرده است.

مادر سجاد رادمهر پس از بازگشت از دانشگاه به صورت تلفنی از جانب نهاد های امنیتی تهدید شده است.  

سجاد رادمهر دانشجوی ارشد رشته مکانیک دانشگاه تبریز 37 روز است که در بازداشت نهاد های امنیتی قرار دارد.

جمعه یکم شهریور 1387

تماس تلفنی دو دانشجوی بازداشت شده ی دانشگاه تبریز با خانوادهایشان

منصور امینیان و مقصود عهدی با خانواده خود تماس گرفتند

پس از بازداشت منصور امینیان و مقصود عهدی از فعالین هویت طلب  دانشگاه تبریز، این دانشجویان اولین تماس تلفنی را با خانواده های خود بر قرار نمود. مهندس امینیان دبیر انجمن اسلامی دانشکده فنی، طی این تماس کوتاه از سلامتی خود خبر داده است.همچنین وی به نقل از قاضی پرونده از صدور قرار بازداشت یک یا دو ماهه برای خود سخن گفته است.

مقصود عهدی دیگر دانشجوی در بند و عضو شورای انجمن اسلامی دانشکده انسانی و انجمن ادبی سهند نیز در سخنان مشابهی از قرار بازداشت چند ماهه برای خود خبر داده است.پیش از این از وی خواسته شده بود که با حضور در بند 37 زندان تبریز تعهدی را امضا کند که بازداشت شد.

جمعه یکم شهریور 1387

تعداد فعالان دانشجوئی بازداشت شده در آذربایجان به ده نفر رسید

 منابع خبری، حقوق بشری و دانشجوئی در آذربایجان حکایت از افزایش بازداشت فعالان دانشجوئی در دانشگاههای آذربایجان دارد. بطوریکه از دیروز با بازداشت دو دانشجوی هویت طلب آذربایجانی تعداد این بازداشت شدگان به ده نفر رسیده است.

بنا به خبر وبلاگ پی گیری سه دانشجوی دربند دانشگاه تبریز که از سوی فعالان دانشجوئی در این دانشگاه ایجاد شده است، صبح روز چهارشنبه سی ام مردادماه منصور امینیان و مقصود عهدی دو دانشجوی فعال دیگر آذربایجانی توسط نیروهای اداره کل اطلاعات تبریز بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال یافته اند. این درحالیست که یک هفته قبل ماموران با حمله به منزل این دو فعال دانشجوئی قصد بازداشت آنها را داشته اند که بعلت نیافتن آنها تنها به تفتیش منزل و وسایل شخصی این دو دانشجو بسنده کرده بودند. منصور امینیان دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک و دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشکده ی فنی دانشگاه تبریز و مقصود عهدی دانشجوی رشته ی جغرافیا و عضو شورای انجمن اسلامی  دانشکده ی علوم انسانی دانشگاه تبریز می باشند.

علاوه بر این دو دانشجو طی یک ماه گذشته آیدین خواجه ای و فراز زهتاب دو دانشجوی حقوق و امیر مردانی و سجاد رادمهر از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تبریز بازداشت شده بودند.

افسر وظیفه داریوش حاتمی از فعالان سابق دانشجوئی و هم منزل دانشجویان نیز همراه با آنان دستگیر شده است.

همچنین بی خبری از وضعیت ودود اسدی دانشجوی رشته زمین شناسی دانشگاه آزاد رشت، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل و مدیر مسئول نشریه دانشجوئی سحر که در روز اول مردادماه در رشت توسط ماموران امنيتی بازداشت شده همچنان ادامه دارد، بطوری که خانواده او همچنان از محل نگهداری نامبرده اظهار بی اطلاعی می کنند. پیشتر سازمان مدافع حقوق بشر «فرانت لاین»، روز 8 اوت، و  وزارت امور خارجه آمریکا  نیز ۱5 اوت با صدور بیانیه های جداگانه ای بازداشت این فعال حقوق بشر و مدافع حقوق آذربایجانیها، را بشدت محکوم و خواهان آزادی او شده یودند.

در دانشگاه زنجان نیز بهرام واحدی و سورنا هاشمی همچنان تحت بازداشت و شکنجه قرار دارند.

بنا به گفته آگاهان سیاسی در تبریز احتمال بازداشت های دیگر همچنان وجود دارد. دانشجویان فعال در دانشگاههای آذربایجان تهدید کرده اند که با شروع سال تحصیلی جدید دانشگاههای آذربایجان را به صحنه اعتراضات گسترده و مدنی خویش بر علیه تبعیض نژادی و زبانی حاکم بر دانشگاهها خواهند نمود.

اکثر تشکلهای رسمی و نیمه رسمی دانشجوئی طی بیانیه های جداگانه خواستار آزادی دانشجویان شده اند. نکته قابل توجه اینکه همه دانشجویان فارغ از گرایشهای سیاسی مختلف با اتحاد عمل به حمایت از دانشجویان بازداشت شده پرداخته اند.