
اوشاقلارا مکتوب...
احد رحیمی
سجاد،فراز،آیدین
یامان گوَیلومه دوشوبسونوز! بیلمیرم هاچان او قارانلیق اودالاروان بوراخیلاجاقسینیز!بیلمیرم اوردا هانسی ماهنی لاری،هانسی شعرلری زمزمه ائدیرسینیز دوداقلارینیزین آلتیندا!؟
آدینیزی اینترنت ده آختاریردیم یئنی بیر خبر بولوم دییه!
آدلارینیز فیلتر اولموشدو!
آدینیز یاساقلانیب ساندیم بیر آن! یوخ! آدینیز آزادلیغا اینسانلیغا آرخا دوروب دوشونورم!آخی کافی نئت دن دیشاری چیخدیغیمدا، آدینیزی دوداق آلتی پیچیلتی لاردان ائشیددیم. شهرده آدینیز سئویملی ماهنی لارا چئوریلیب. دیل دن دیله دولانیر! اوچ سرو بویلو ایگید، اوچ اعتیراض یومروغو، اوچ عوصیان چیچه یی! اونلار سیزی تانیرلار،اونلار هاوانین دورغونلوغوندا،بوغونتوسوندا سوسوب و دورسالاردا اورک لرینده سئوگینیزی بویودورلر!
آنجاق دوشونجنیز آراز کیمین آخیر آرامیزدا،ساوالان کیمی اوجالیر غروروموز سیزینله! دوشونجه یه، اوَزگورلویه قالخان قوللاری قول ائتمک اولماز دوشونورم! آزادلیغا جکیلن زیندانلارا دوزمه یه نه وار؟!
آما سجاد!
ائشیتدیم ائوینیزه زنگ آجدیقدا کوینک ایسته ییبسن! اولمایا ... اولمایا اولمایا ایشکنجه آلتیندا قانا بویانیب کوینگین؟! اولمایا دوشونجه نین قاباغیندا دوشونجه لری یوخ قارشینا قویماغا! اولمایا دوشونجه لرین دوشونجه لرینی دلی لدیر! اولمایا اینسانلیق دان، اینسان حاقلاریندان دانیشماغین هزینه لری اولکه میزده قانلی کوینک لر اولوب ! هادیر اول ، کوینه یینی آلیب آتانا گوندرمه سین لر! یوسیفین کوینه یینی آتاسینا گوندر مه یی، بابک لری، بئیرک لری، یوسیف لری خاطیرلادیرسان سجاد !
یالان دئییلدی سنی گوردوکجه، اومود دولاردی پوزلریمه، هیجان دولاردی دامارلاریما !
سن ساوالانین اوزویدون! غرورلو و محکم!
بیلیرم، آیدین و فراز دا سنی گوردوکجه اومودلانیر. بلکه فراز باپیشیب ایکینیزینده اللرینیزدن و اوخویور:بیز اوچ کیشیدیک، اوچ یئمین لی فیشنگ،اوچ اورک، اوچ ساوالان،اوچ اومود،اوچ بابک،اوچ ...
بوینوموزدا آغیر وبال،بوینوموزدا بیر خالقین دردی،بیر خالقین آرزیسی،بیر خالقین اینسانلیغا ساری زوغ آتان بوداقلاری،کیملیگیمیزه دوغرو ایشیق سالان آی گونش!
بیز اوچ کیشی دئیلیک یالنیز! دوستلاریمیز بیزی گوزله ییرلر،خالقیمیزین قوجاقلاریندا ایستی باغری لاریندا گوزلنیریک!بیز چوخوق! بیر باغیش کیمیی دنیزه چئوریلیب سلئه دونه ریک! بیز بیر بویوک دوشونجه ییک،بیر گوزل وطنیک!
سیز تک دئیاسینیز!
هامی میزی توتاقلاییب دوستاقلاماق ایسته ییرسه لر بوتون وطنی دوستاغا چویرمک لری لازیم!
برنامه هفته قبل سینما یک، فیلم خداحافظ بوفانا بود، فیلمی در ستایش آزادی ومبارزه که محتوای آن در مورد شخصیت والای انسانی رهبر آفریقای جنوبی نلسون ماندلا طرح ریزی شده بود. سکانس افتتاحیه فیلم با تصاویری از مبارزان سیاه غل وزنجیر شده ودر حال انتقال به جزیره روبن شروع ودر ادامه با فوکوس بر نگهبانان سفید پوستی که نژادپرستی ودشمنی با سیاهان در رفتارشان نمود بارزی دارد به هیچ وجه شروعی امیدوارکننده ندارد. اما گویا حکایت در جزیره روبن از قرار دیگری است،در این جزیره مادیبا ویا همان ماندلای آفریقا، تمامی ناملایمات و وبدرفتاریها راکه درجهت تخریب وتحقیر شخصیت خود ویارانش می باشد با ایمان واعتقادی راسخ پاسخ می دهد ودر طی تغییر وتحولاتی که در فیلم اتفاق می افتد زندانبان ماندلا که در ابتدای فیلم به عنوان انسانی نژادپرست به تماشاگران معرفی می شود به مرور تحت تاثیر کاراکتر ماندلا به مبارزه او ویارانش ایمان پیدا میکند وگویا این طلیعه ای است برتغییر نگرش و رفتار سفیدپوستان ودر نهایت پیروزی بزرگ ملت آفریقای جنوبی، جایی که ماندلای پیر درانتهای فیلم بعداز قریب به سی سال زندان درمیان استقبال مردم آفریقا نوید روزهای خوشی رابه آنان می دهد واین معجزه ای است که در طول فیلم روی می دهد، معجزه ای بنام تدوام مبارزه وحفظ روحیه وایمان به آرمان وهدف خود.
واقعیت این است که در طول تماشای این فیلم زیبا نکته ای که ذهن مرا به خود مشغول کرده بود شباهت های موجود وضعیت امروز ما با سیاهان آفریقای جنوبی بود، اگرروزی و روزگاری درآفریقا رژیم آپارتاید جدایی نژادی سیاهان و سفیدپوستان را پیشه ساخته وهویت آنان را لگدمال می کرد انگار این اتفاق به گونه ای دیگردرآذربایجان ما درحال تکرار است. حاکمیتی مبتنی برسلطه وتفوق یک ملت برملت های دیگردر ایران شکل گرفته است . دراین سیستم انسان آذربایجانی سلب هویت می شود واگر خیلی خوش شانس باشد عنوان شهروند درجه دو را یدک می کشد و تبعیض وتحقیربه عنصری ملموس در زندگانی او بدل می شود.
از سویی علاوه برشباهت های غیر قابل انکار بین سیستم های حکومتی دو کشور یک نکته مشترک دیگر نیز وجود دارد وآن وجود مردان وزنانی است که بنام ملت خود ودر دفاع از هویت وهستی آنان فریاد اعتراض سربرآورده اند، اگر در آفریقای جنوبی این ماندلا ویارانش بودند که با اعتراض خود آفریقایی جدید با حقوق برابربرای تمامی سیاهان وسفیدان بدست آوردند وکرامت انسانی را به سیاهان برگرداندند امروز آذربایجان به ندای حق طلبی کسانی گوش فرا داده است که دغدغه ونگرانی مشترکشان فراموشی هویت انسانی وپایمال شدن حقوق ملت آذربایجان می باشد.
کسانی که در بین ما زندگی می کنند وما می شناسیمشان،افرادی چون سجادرادمهر،فراز زهتاب ،آیدین خواجه ای، داریوش حاتمی ودیگر دوستان دربندمان که درلحظه به لحظه تماشای فیلم تصاویرشان درذهنم مجسم می شد واحساس دوگانه ای توام با افتخار ونوعی دلتنگی برایم می آفرید وتماشای فیلم رابرایم لذت بخش تر می کرد.
ودر نهایت آنچه که مرا به آینده امان امیدوار می کند شناختی است که از این دوستان دارم ،من درعمق کلام سجاد،فراز وآیدین همان ایمان و اعتقادی راسراغ گرفته ام که درسخنان ماندلا متبلور بود ودرسیمایشان همان جدیت وتوانایی رادیده ام که از ماندلا ویارانش درفیلم به تصویر کشیده شده بود واین همان فرمولی بود که منجربه موفقیت آفریقا وماندلا شد.
من مطمئن هستم که سجاد،فراز وآیدین با همان خصوصیاتی که از آنان سراغ داریم زندانبان ها وبازجوهای خود را دربازداشتگاهها به فکر درخواهند آورد وشاید هم زندانبانان آذربایجان رابه خواندن منشور آزادی آذربایجان فرامی خوانند بسان منشور آزادی که گریگوری زندانبان ماندلا به توصیه او خواند وشیفته راه آزادی شد و شاید روزی فرابرسد که زندانبان های اذربایجان همنوا با ما سرود آزادی را سر دهند و شاید...
پخش شبنامه در حمایت از دانشجویان دربند تبریز همچنان ادامه دارد
بازداشت دانشجویان هویت طلب تبریز در حالی به 23 روز خود وارد می شود که نهاد های امنیتی از دادن هرگونه اطلاعاتی در مورد آنان طفره می روند. هنوز اتهام و محل نگهداری آنان نیز نا معلوم است. محبوسین طی 23 روز تنها دو تماس تلفنی کوتاه داشته اند. قاضی پرونده علت طولانی شدن این بازداشت غیرقانونی را عدم همکاری دستگیرشدگان بیان کرده است.
در سوی دیگر فعالین سیاسی و مدافعان حقوق بشر همچنان به اعتراضات مدنی خود ادامه می دهند. در چند روز اخیر شبنامه ای در اردبیل و دومین شبنامه ی تبریز نیزدر سطح شهر پخش گردید.
انسان های بزرگ
برای
زندان های کوچک 
هادی حمیدی شفیق
خرداد 85آذربایجان شاهد حماسه ای دیگر بود،حماسه ای که یک بار دیگر نام آذربایجان را بر تارک آزادی خواهی و حق طلبی نشاند و فریاد های فرو خفته ملت مان را برای ابراز هویت فراموش شده شان به عرصه ظهور گذاشت .در این بین حاکمیت که خود را ناتوان از جوابگویی به این موج حق طلبی می دید با رویکردی غیر عقلانی و هراسان به سرکوب و دستگیری گسترده فعالان سیاسی و فرهنگی آذربایجان و صدور احکام بلند مدت برای آنان کرد تا به ظن خود ریشه این توطئه را در نطفه خاموش کند غافل از آنکه این وقایع و اتفاقات تنها معطوف به یک کاریکاتور و یک اهانت نبود بلکه ریشه در نارضایتی بلند مدت ملت آذربایجان در زمینه تبعیض های سیاسی،اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی و از آن مهمتر تحقیرها و توهین های روا داشته شده به هویت انسانی او در طول زمانهای مدید بود.
در واقع حماسه خرداد حاکمیت ایران را متوجه یک نکته دیگر نیز ساخت و آن شعور ملی بالای دانشجویان آذربایجانی و قدرت تاثیرگذاری آنان بر مردم بود که این امر آنان را به چاره اندیشی برای حل این مسئله وا داشت و آنچه که در این دو سال گذشته در دانشگاه های آذربایجان شاهد آن هستیم بهایی است که دانشجویان ما بابت حضور پررنگ خود در حرکت ملی آذربایجان و نقشی که در روشنگری ملت دارند می پردازند.
در طی دو سال گذشته تعطیلی فله ای نشریات دانشجویی ترکی-فارسی،جلوگیری از فعالیت تشکل های دانشجویی هویت طلب،احضارهای گسترده به کمیته انظباطی وصدور احکام غیرقانونی برای دانشجویان هویت طلب ودر نهایت برخوردهای قضایی با فعالان دانشجویی تنها گوشه ای از وقایع رخ داده دردانشگاه های آذربایجان می باشد که هدفی جز ایجاد رعب ووحشت درپی امنیتی وپلیسی کردن فضای دانشگاهها ندارد.
در این بین به جرات می توان ادعا کرد که داننشگاه تبریز سخت ترین روزهای خودرا بعد ازقضایای خرداد تجربه کرده است وشدت برخوردها به گونه ای بوده است که هر انسانی رابه حیرت وا می دارد،درسالجاری تحصیلی ستاره دارکردن 4 دانشجوی تبریز وممانعت از حق تحصیل آنان در مقطع کارشناسی ارشد،جلوگیری از برگزاری جلسه دفاعیه کارشناسی ارشد سجاد رادمهر در چندین نوبت،ودر انتها یازداشت خودسرانه سجاد رادمهر ،آیدین خواجه ای،فراززهتاب وداریوش حاتمی نشانی از انتقام کور دستگاههای امنیتی از این دانشجویان مبارز وسربلند دارداما یکبار دیگر ناچار از یادآوری این نکته هستم که دراین راه ایمان والای مابرتمامی این ناملایمات وسختی ها فایق خواهد آمد وهیچ سدی رایارای مقاومت دربرابرخواسته های به حق وقانونی ما نخواهد بود.
در انتها تمامی وجدان های آگاه وبیدارانسانی را به اعتراض به این گونه برخوردها که ناقض قوانین حقوق بشروحتی قوانین کشوری است می خوانم چرا که درصورت قصور وکوتاهی در این مورد این مسایل به رویه ای معمول دربرخوردهای آینده بدل خواهد شد.
باآرزوی آزادی هر چه سریعتر تمامی زندانیان سیاسی علی الخصوص زندانیان سیاسی آذربایجان